به گزارش شهرآرانیوز؛ پس از یک دعوای مفصل، صاحب فروشگاه و شاگردش در مغازه را بستند و راهی کلانتری کوی پلیس شدند. مالک مغازه در بدو ورود به کلانتری، دست شاگرد نوجوانش را گرفت و ادعا کرد: «به دلیل سهل انگاری این پسر، سارقی به راحتی ۱۰۰ میلیون تومان از اجناس مغازهام را به سرقت برده است». در واکنش به این اتهامات، شاگرد نوجوان در دفاع از خود مدعی شد: «اوستا اشتباه میکنی؛ خودت لاستیکها را نصب کردی، نه من! اگر درگیر مشتری دیگر نمیشدی، این اتفاق نمیافتاد. تازه گوشی همراهش را دست من داد و جایی گذاشتم که او ندید وگر نه هیج سرنخی نداشتیم.» مجادله میان آنها ادامه داشت تا اینکه سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، با صدور دستورات تخصصی، تیمی از مأموران دایره تجسس این مرکز را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. در حالی که مأموران قصد ثبت اظهارات مال باخته و شاگردش را داشتند، مالک مغازه همچنان شاگرد خود را متهم میکرد و اصرار داشت که او مسبب فرار سارق شده است.
در گام نخست رسیدگی به این پرونده، مالک مغازه در گفتوگو با مأموران مدعی شد: ساعتی قبل من و شاگردم در مغازه نشسته بودیم که یک خودروی شاهین بدون پلاک مقابل مغازه ایستاد. من با اینکه به راننده مشکوک بودم، وقتی که گفت یک جفت لاستیک نو میخواهد، چیزی نگفتم. او از ما یک جفت لاستیک نو خرید و پس از اینکه لاستیکها را تعویض کردیم، یکباره متواری شد.
پس از ثبت اظهارات، مالک فروشگاه از اتاق خارج شد تا شاگرد پانزده ساله اش بتواند آزادانه ماجرا را بازگو کند. شاگرد نوجوان در ابتدا روایت صاحب کارش را رد کرد و گفت: اوستایم خودش مقصر است، اما میخواهد خسارت لاستیک را از حقوق من کسر کند. ما در مغازه نشسته بودیم که یک خودروی شاهین مقابل مغازه ایستاد. اوستایم با دیدن مشتری سراسیمه به سمت او رفت. مشتری با اشاره به خودرواش گفت یک جفت لاستیک درجه یک میخواهد. اوستا خوشحال از حضور مشتری، او را به داخل دعوت کرد و انواع تایرها را به وی نشان داد.
شاگرد نوجوان ادامه داد: من کنار ایستاده بودم و نگاه میکردم. مشتری گوشی همراهش را به من داد و از من پرسید: «گوشی را به شارژر میزنی؟» من هم گوشی او را به انتهای مغازه بردم و به شارژر زدم. وقتی برگشتم مشتری یک جفت لاستیک انتخاب کرده بود. پس از چانه زنی برسر قیمت تایرها، من و اوستایم شروع به تعویض لاستیکهای کهنه با نو کردیم. هنوز کار ما تمام نشده بود که مشتری دیگری وارد مغازه شد. اوستا کار را نیمه کاره رها کرد و سراغ مشتری دوم رفت. من به تنهایی کار را تمام کردم و لاستیکهای کهنه را در صندوق عقب گذاشتم. کارم که تمام شد، به داخل مغازه برگشتم و به مشتری گفتم کار تمام شده است.
پسر نوجوان ادامه داد: مشتری از من تشکر کرد. او به دنبال کارت بانکی اش دست در جیب هایش کرد و همه جیب هایش را گشت و گفت که کارت بانکی اش را در ماشینش جا گذاشته است. او به سمت خودرو رفت، اما ناگهان خودرو را روشن و فرار کرد. وقتی خودرو را روشن کرد، داد زدم که اوستا، رفت. مالک مغازه، مشتری دیگرش را رها کرد و گفت: بدو بگیرش! او مغازه را به همسایه کناری سپرد و ما به دنبال خودرو دویدیم. مالک خودروی شاهین داشت به سمت یک تقاطع پرترافیک میرفت، اما به یکباره وارد یکی از معابر فرعی شد و با سرعت به مسیرش ادامه داد. وقتی به مغازه برگشتیم، دیدیم مشتری دوم به مغازه همسایه ما رفته و از او دو جفت لاستیک نو خریده است. همین موضوع سبب ناراحتی بیشتر مالک مغازه شد. من به اوستایم گفتم: «گوشی مشتری جا مانده و مجبور است برگردد.» ما گوشی را بررسی کردیم و متوجه شدیم سیم کارتی داخلش نیست. مالک مغازه که به شدت عصبانی بود، به من گفت تو باید در کنار خودروی مشتری میماندی یا همراهش میرفتی، برای همین پول لاستیکها را از حسابت کم میکنم. پس از ثبت اظهارات مالک مغازه و شاگردش، مأموران با هماهنگی مقام قضایی به بررسی گوشی جا مانده متهم و تصاویر دوربینهای مداربسته مغازه پرداختند. در بازبینی دوربینها هرچند اطلاعاتی از متهم به دست نیامد، اما شاگرد نوجوان مغازه از هر اتهامی تبرئه شد. در بررسی محتویات گوشی همراه به جا مانده از متهم، تیم تحقیق موفق به کشف سرنخهای مهمی شدند. اگرچه این گوشی فاقد سیم کارت و کارت حافظه بود، در بررسی یک نرم افزار بانکی موجود در این گوشی، تیم تحقیق موفق به شناسایی هویت متهم شدند. پس از شناسایی هویت متهم، مأموران کلانتری کوی پلیس با هدایت سرهنگ عطایی و بهره گیری از اقدامات فنی و اطلاعاتی، محل اختفای متهم و خودروی شاهین را شناسایی کردند.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، تیم تحقیق وقتی که از حضور متهم و خودروی شاهین در محل اختفای متهم اطمینان پیدا کردند با هماهنگی مقام قضایی و رعایت موازین شرعی در یک عملیات ضربتی وارد مخفیگاه شدند.
مأموران ضمن دستگیری متهم، لاستیکهای سرقتی را در خودروی شاهین کشف و ضبط کردند. با توجه به کشف اموال مسروقه دیگر در این خودرو، با دستور قضایی، خودروی شاهین به پارکینگ منتقل شد. هرچند متهم در بازجویی اولیه به سرقت یک جفت لاستیک اعتراف کرد، اما تحقیقات پلیس برای کشف جرائم احتمالی دیگر او ادامه دارد.